رفتارهای نامناسبی که سبب شکست کسب و کار و استارتاپ شما می‌شود

رفتارهای سمی و نامناسب روی عملکرد شما تأثیر خواهد داشت، شاید در ابتدا احساس خوبی از انجام آن‌ها داشته باشید اما چون نمی توانند کنترل شوند در نهایت به فرد آسیب می‌رساند.

با تقلید کردن رفتار و عادت‌های شخصی دیگران نمی توانید به موفقیت برسید و به شهرت و درآمد بالایی دست یابید. رفتارهایی چون چند کاره بودن، شب کار بودن و عادت هایی از این قبیل هیچ ارتباطی به موفقیت یا شکست شما ندارد. شاید تاکنون بارها شنیده باشید که سخت کوشی و تصمیمات هوشمندانه سبب دست یابی به موفقیت می شود؛ اما هیچ وقت گفته نشده رفتارهای نامناسب روی عملکرد شما نتیجه‌ی منفی خواهد داشت. اکنون قصد داریم ۹ رفتار سمی در محل کار را بیان کنیم تا با جلوگیری از آن‌ها مسیر موفقیت خود را هموار کنید.

جلب توجه کردن از موفقیت دورتان می کند

حتماً دیده‌اید خیلی از کارآفرینان و مدیرعامل‌ها بسیار مغرور بوده و احساس خودشیفتگی دارند، آن‌ها همواره می خواهند با رفتارهای سمی خود جلب توجه کنند؛ اما آیا می دانید جلب توجه کردن موقعیت آن‌ها را به خطر می‌اندازد. گاهی این افراد بیش از این که به فکر منافع شرکت باشند می‌خواهند خودشان را نشان دهند؛ اما ممکن است همین موضوع ساده سبب اخراج شدن آن‌ها و ورشکستگی شان شود.

تقلید کردن از رفتارهای دیگران

نباید تصور کنید وقتی راه تکراری دیگران را طی کنید، به همان اندازه به درآمد و شهرت دست می یابید. لازم است وقتی تمام افراد یک مسیر را طی می کنند شما از مسیر دیگری به هدف خود نزدیک شوید. این تفکر انتقادی به شما امکان می دهد تا دقیقا برعکس اطرافیان خود فکر کنید. باید به خود یادآوری کنید که هیچ فردی با تقلید از رفتار و طرز فکر دیگران به موفقیت نمی رسد.

دورویی محدود کننده است

خیلی از افراد می گویند در رزومه کاری باید ادعا کنند تخصص بالایی در انجام برخی کارها دارند اما با این که این حرف درست نیست، اما می توان در طی زمان این مهارت‌ها را به دست آورد. بیشتر مدیران توقع مهارت های زیادی را در استخدام کارمندان خود دارند، اما درست نیست که از این استراتژی دروغین برای کار خود استفاده کنید. باید توانمندی‌های خود را شناسایی کنید و خود واقعی‌تان را بپذیرید تا بتوانید مسیر موفقیت را به خوبی بپیمایید.

اعتماد به نفس با مغرور بودن متفاوت است

برای دست یابی به موفقیت باید اعتماد به نفس داشته باشید اما اگر این قابلیت به درستی استفاده نشود نتیجه ی معکوسی خواهد داشت. خیلی خوب است که خودتان را باور داشته باشید اما نباید تصور کنید هیچ وقت مرتکب اشتباه نخواهید شد. هر چقدر هم با تجربه و با استعداد باشید باز هم چیزهایی هست که از آن بی اطلاعید. پس موفقیت می تواند دشمن بزرگی برای خودش باشد.

وفادار نبودن به شرکت

جیمز کومی رئیس اف بی آی به دلیل عدم وفاداری به کشورش توسط رئیس جمهور آمریکا اخراج شد. باید در محل کار خود نسبت به قوانین موجود وفادار باشید و آن‌ها را رعایت کنید.

بی توجهی به صحبت‌های دیگران

رفتار پرخاشگری منفعلانه رفتاری است که فرد در صحبت‌هایش وانمود می کند به حرف هایتان گوش می دهد اما دقیقا برعکس آن است. یک شرکت یا سازمان در خطر است وقتی کارمندی داشته باشد که در ظاهر مطابق با قوانین و نقشه‌ی شرکت رفتار می کند اما توجهی ندارد و به طور ناگهانی پشت دیگران را خالی می کند.

به دنبال برنده شدن نباشید

در مزایده یا مصاحبه‌های کاری یک برنده و تعداد زیادی بازنده وجود دارد؛ اما نباید میان کارمندان یک شرکت نیز برنده و بازنده ای باشد. هر کارمندی باید برای دست یابی به اهداف تعیین شده شرکت تلاش کند. در غیر این صورت تمام فعالیت‌های شرکت بی نتیجه می ماند که رابطه‌ی مستقیمی با ضعف مدیریتی آن سازمان دارد.

ضعف در مسائل مالی

بیشتر کارآفرینان عملکرد خوبی در زمینه کاری خود دارند، اما معمولاً در مدیریت مالی ضعیف هستند. در بیشتر مواقع این مسئله سبب ورشکستگی کسب‌وکار و استارتاپ آن‌ها می شود. البته این موضوع در درآمد شخصی نیز مورد بحث قرار می‌گیرد، وقتی نتوانید حساب دخل و خرج خود را داشته باشید قطعاً در مدیریت شرکت خود نیز دچار مشکل خواهید شد.

قانون شکنی کردن خطرناک است

میان قانون شکنی و نادیده گرفتن برخی قوانین تفاوت وجود دارد. گاهی نیاز است برای انجام برخی کارها به ضوابط تعیین شده توجهی نکنید. مثلاً وقتی فکر می‌کنید مدیرتان در برخی امور قوانین محکمی دارد عیبی ندارد اگر برای انجام بعضی کارها روش‌های خلاقانه خود را به کار گیرید. البته نباید این کار سبب شود تا به خودتان یا سازمان آسیبی وارد شود.

در این مقاله رفتارهای سمی که به کسب‌وکار شما آسیب می رساند را معرفی کردیم، اما رفتارهای نامناسب دیگری هم هستند. شاید این رفتارهای سمی در ابتدا رفتارهای مثبتی بوده اند اما خودمان در انجام آن‌ها زیاده‌روی کرده و آن‌ها را تبدیل به رفتارهای نادرست می‌کنیم. وقتی به موفقیت می رسید که بدانید چه رفتارهایی را چه موقع باید متوقف کنید و این مسئله نیازمند تعادل داشتن است.

منبع

چرا صاحبان ایده‌های کسب‌وکارهای آنلاین می‌بایست ابتدا برنامه‌نویسی یاد بگیرند؟

در‌ واقع بهتر است که به جای عنوان فوق، از عنوانی همچون «چرا صاحبان ایده‌های مرتبط با خدمات آنلاین، اپلیکیشن‌های موبایل و به طور کلی حوزهٔ آی‌تی می‌بایست برنامه‌نویسی یاد بگیرند؟» استفاده کنیم زیرا در این مقاله روی سخن بیشتر با افرادی است که قصد دارند تا استارتاپی در حوزهٔ آی‌تی به راه اندازند. نیاز به توضیح نیست که یک پای ثابت حضور در دنیای فناوری، برنامه‌نویسی و برنامه‌نویسان هستند و هر کسی که قصد راه‌اندازی کسب‌و‌کاری در این حوزه را داشته باشد، لاجرم نیازمند به برنامه‌نویسان است.

پس از شکل‌گیری طرح تجاری یک استارتاپ در حوزهٔ وب یا موبایل و اینکه مشخص شد این کسب‌و‌کار نوپا قرار است چه سرویسی به کاربران هدفش ارائه دهد، بدون شک نیاز به یک برنامه‌نویس یا گروهی از برنامه‌نویسان در تیم استارتاپی احساس خواهد شد. اگر ایدهٔ مد نظر مثلاً یک فروشگاه آنلاین باشد، مسلماً یک برنامه‌نویس بک‌اند -زبان پی‌اچ‌پی، دات‌نت، پایتون، نودجی‌اس یا هر زبان دیگری- و همچنین یک دولوپر فرانت‌اند یا بهتر بگوییم طراح رابط کاربری که به زبان‌های اچ‌تی‌ام‌ال، سی‌اس‌اس و جاوااسکریپت مسلط باشد جزو حداقل‌های تیم برنامه‌نویسی است. اگر هم بخواهیم یک اپ موبایل طراحی کنیم، بسته به اینکه برای پلتفرم اندروید یا آی‌اواس باشد (ویندوزفون را دلیل سهم بازار اندک‌اش فاکتور می‌گیریم) نیازمند یک توسعه‌دهندهٔ مسلط به یکی از زبان‌های جاوا، کاتلین آبجکتیوسی و یا سوئیفت می‌باشیم.

پیش از ادامهٔ توضیح پیرامون ضرورت فراگیری اصول برنامه‌نویسی برای صاحبان ایده، برای درک عمق فاجعه‌ای که در برخی استارتاپ‌ها به وقوع می‌پیوندد، ابتدا دو سناریوی مختلف با بازیگران زیر تعریف کرده سپس به توضیحات بیشتر در همین راستا خواهیم پرداخت:
– نقش اول داستان: سیاوش (با سمت صاحب ایده)
– نقش دوم داستان: بهزاد (با سمت دولوپر)

حال فرض کنیم که سیاوش یک فروشگاه آنلاین به راه انداخته است و برای کدنویسی آن، از دولوپری به نام بهزاد کمک گرفته است. همه چیز خوب پیش می‌رود تا اینکه:
– بوق تلفن: بییییب بیییب بیییب …
– سیاوش: الو سلام، بهزاد خوبی؟
– بهزاد: شکر، بد نیستم تو چه‌طوری؟
– سیاوش: الحمد الله. آقا یه کاری داشتم؟
– بهزاد: شما امر بفرما.
– سیاوش: تو فروشگاه می‌خوام در کنار هر محصول، محصولات جانبی‌اش هم نمایش داده بشه. مثلاً یه بابایی که می‌خواد موبایل بخره، کنارش قاب موبایل، شارژر و … هم نمایش داده بشه. می‌خواستم زحمتش رو بکشی.
– بهزاد: زحمتی نیست، اما راستش رو بخوای الان خیلی درگیرم. یه پروژه برداشتم و باید تا ماه دیگه تحویلش بدمش. حتی جمعه‌ها هم دارم کار می‌کنم.
– سیاوش: ای بابا. مگه روز اول نگفتی هر موقع کاری داشتی به روی چشم؟!
– بهزاد: الان هم می‌گم ولی خداییش گیر افتادم. خیلی سرم شلوغه …

در سناریوی دوم فرض می‌کنیم که بهزاد اصلاً سرش شلوغ نیست و کاملاً تمایل دارد تا پروژه را انجام دهد:
– بوق تلفن: بییییب بیییب بیییب …
– سیاوش: الو سلام، بهزاد خوبی؟
– بهزاد: شکر، بد نیستم تو چه‌طوری؟
– سیاوش: الحمد الله. آقا یه کاری داشتم؟
– بهزاد: شما امر بفرما.
– سیاوش: تو فروشگاه می‌خوام در کنار هر محصول، محصولات جانبی‌اش هم نمایش داده بشه. مثلاً یه بابایی که می‌خواد موبایل بخره، کنارش قاب موبایل، شارژر و … هم نمایش داده بشه. می‌خواستم زحمتش رو بکشی.
– بهزاد: زحمتی نیست. دقیق بگو ببینم چی می‌خوای؟
– سیاوش: هیچی. می‌خوام بر اساس نوع دسته‌بندی و اینکه چه زیرشاخه و چه محصولی انتخاب شده، محصولات مرتبط با آن محصول نمایش داده بشه. در بخش ادمین پنل هم، مدیر سایت بتونه موقع تعریف محصول، محصولات مرتبط رو بهش اختصاص بده.
– بهزاد: مشکلی نیست. می‌دونی که قرارداد پشتیبانیمون تموم شده و باید حق‌الزحمهٔ این بخش رو جدا حساب کنی؟ بودجهٔ خاصی مد نظرت هست؟
– سیاوش: نه تو بگو!
– بهزاد: ناقابل، می‌شه ۳/۷۰۰/۰۰ اما چون تویی، دویستومنش رو هم نده، رُند سه و نیم.
سیاوش: فکر نمی‌کنی یه کم زیاده؟
– بهزاد: نه خداییش، خیلی خوب گفتم. بچه‌ها همین رو زیر پنج تومن نمی‌گیرن انجام بدن.
– سیاوش: راستش الان دستم خالیه. نمی‌دونم چه کار کنم!
– بهزاد: موردی نیست. هر موقع جور شد بگو کدزنی رو شروع کنم. ما خیلی مخلصیم داداش!

می‌بینیم که در هر دو سناریوی فوق، نقش اول قصه شدیداً محتاج به یک برنامه‌نویس است و همین مسأله منجر می‌گردد تا گاهی‌اوقات ایده‌هایی که منجر به بهبود یک کسب‌و‌کار -مثلاً فروشگاه آنلاین- می‌شوند منقضی شده و رشد استارتاپ را با سکته مواجه کنند.

حال فکر می‌کنید که اگر نقش اول این داستان خودش برنامه‌نویس بود یا یکی از اعضای تیم برنامه‌نویس بود چه اتفاقی می‌افتاد؟ خیلی راحت، به محض اینکه نیازی در اپلیکیشن احساس می‌شد و یا اینکه باگی کشف می‌شد، صرفاً با اراده کردن می‌توانستند درصدد رفع آن برآیند.

مارک زاکربرگ -مؤسس فیسبوک- خود یک برنامه‌نویس بود و جالب است بدانید که اولین نسخهٔ شبکهٔ اجتماعی فیسبوک را خودش کدزنی کرده بود. در ادامهٔ راه هم که به تنهایی از عهدهٔ توسعهٔ فیسبوک برنیامد، از سایر توسعه‌دهندگان کمک گرفت و الان هم که بیشتر در زمینهٔ ایده‌پردازی و مدیریت این شرکت فعال است.

به عنوان مثالی دیگر، می‌توان شرکت اپل را مثال زد. استیو جابز و استیو وازنیاک دو مؤسس اصلی این شرکت بودند. از همان ابتدا استیو جابز ایده‌پردازی می‌کرد و استیو وازنیاک هم به ساخت مدارها و کدنویسی مشغول می‌شد. به محض اینکه ایده‌ای هم به ذهنشان می‌رسید، اصلاً نیازی نداشتند تا التماس یک توسعه‌دهنده را بکنند چرا که خود علم مورد نیاز برای این کار را داشتند!

بیل گیتس هم که نیازی به معرفی ندارد -یکی از مؤسسین بزرگ‌ترین شرکت نرم‌افزاری دنیا یعنی مایکروسافت- ابتدا یک برنامه‌نویس بود و همین مسأله منجر شد تا بتوانند در زمینهٔ تولید نرم‌افزار، سایر برنامه‌نویسان را مدیریت کرده و دنیا را دگرگون سازد.

زمانی که صاحب یک ایدهٔ مرتبط با فناوری، برنامه‌نویس نباشد یا چیزی از برنامه‌نویسی نداند، احتمال دارد عاقبت استارتاپ‌اش به چالش کشیده شود. به عبارت دیگر، خیلی اوقات هیچ‌کس جز صاحب ایده نمی‌توانند آنچه که در ذهن دارد را تبدیل به کد کند و یا این احتمال وجود دارد که وقتی می‌خواهد قابلیت جدیدی را به برنامه اضافه کند، سایر برنامه‌نویسان ایشان را به قول معروف بپیچانند! و چیزهایی مثل نمی‌شه، زمان زیادی می‌بره، با فلان ماژول کانفلیکت پیدا می‌کنه و این‌جور حرف‌ها را تحویل بگیرد!

حال ممکن است این سؤال برای شما پیش بیاید که در حال حاضر من یک ایدهٔ استارتاپی دارم اما خودم اصلاً کدنویسی بلد نیستم. اگر هم بخواهم بروم سراغ کدنویسی، حداقل یک الی دو سال به طول خواهد انجامید تا آن را در سطحی که بتوانم ایده را اجرایی کنم یاد بگیرم. در چنین شرایطی چه باید کرد؟ در پاسخ به این سؤال، بایستی گفت که ممکن است اجرای ایده کمی با تأخیر صورت بگیرد، اما اگر نیم‌نگاهی هم به آینده داشته باشیم، خواهیم دید که در دراز مدت اصلاً ضرر نخواهیم کرد یا حداقل می‌توان یک دولوپر را جزو اعضای اصلی استارتاپ کرد

سؤال دیگری که ممکن است در اینجا به ذهن خطور کند این است که در دو سناریوی فوق، همکاری با یک فریلنسر به تصویر کشیده شده بود و این در حالی است که عقد قرارداد با شرکت‌های نرم‌افزاری به مراتب متفاوت‌تر است.

در پاسخ به این سؤال هم بایستی بگوییم که درست است عقد قرارداد با شرکت‌های طراحی سایت به مراتب محکم‌تر از همکاری با یک فریلنسر است، اما وقتی که مدت زمان پشتیبانی به اتمام برسد، خواهید دید که رفتار شرکت تفاوت چندانی با یک فریلنسر نخواهد داشت و از همان زمان به بعد، بسیاری چالش‌ها، درگیری‌ها و حتی کشیدن شدن کار به مسائل حقوقی شروع خواهد شد (آنچه بیان شد، برگرفته از تجربیات شخصی نگارنده است).

منبع