معرفی چند سایت تست سرعت سایت

اگر دارای کار و کسب آنلاین هستید یکی از مسائل حیاتی سرعت سایت است که رابطه ی مستقیمی با سئو نیز دارد و همانطور که می دانید کند بودن سرعت سایت به معنی از دست دادن مشتری و عقب افتادن از دیگر رقبای خود است برای همین منظور ما در این مقاله قصد داریم تا چند سایت برای تست سرعت سایت و نمایش جزییات سرعت بارگزاری هریک از اجزای سایت خود به شما معرفی کنیم:

ابزاری های فارسی:

سایت چکاپ

https://sitecheckup.ws

 

 

در توضیح شروع به کار این سایت این طور گفته شده:

برای بررسی رایگان وب‌سایت می‌توانید از طریق صفحه اصلی سایت چکاپ بدون نیاز به لاگین اقدام کنید، البته این نوع چکاپ دارای محدودیت های زیر هست.

  • عدم بررسی برخی از فاکتورها مانند سلامت لینک‌ها
  • عدم بررسی صفحه‌های داخلی سایت
  • عدم اتصال به گوگل آنالیتیکس
  • عدم اتصال به گوگل وب سرچ کنسول
  • محدودیت روزانه برای یک وب‌سایت در هر روز

برای بررسی پیشرفته وب‌سایت لازم است وارد سامانه شده و پروژه جدید تعریف کنید.

 

واکاو

https://www.wakav.ir

در راهنمای این سایت هم این طور نوشته شده :

از امکانات این ابزار می توان به موارد زیر اشاره کرد.

  • تست سایت از سرور های ایرانی برای دریافت پارامتر هایی مانند DNS Time ، Page Generation Time ، Download Time و حجم و زمان دریافت تک تک اجزاء صفحه.
  • مقایسه سرعت فراخوانی صفحه با سایر سایت های آزمایش شده
  • مشاهده انواع اطلاعات دریافتی از سایت (Mime Types)
  • انواع ماشین حساب آی پی (IP Mask Calculator , IP Range Calculator, CDIR Calculator)
  • PING آدرس از سرور های داخل کشور
  • Trace Route آدرس از سرور های داخل کشور
  • دریافت Whois دامنه
  • Resolve کردن آدرس نام دامنه
  • امکان Reverse Lookup آی پی آدرس
  • دریافت رتبه الکسا
  • امکان سورت کردن محتوا و آبجکت های صفحا بر اساس آدرس ، حجم و زمان فراخوانی

 

 

سایت های خارجی

 

GTmetrix

https://gtmetrix.com

این سایت هم همان امکانات سایت های فارسی را دارد مثل:

  • مدت زمان بارگزاری اجزای صفحه
  • توصیه ها و راهکارها
  • خطا های صفحه و …

 

pingdom

https://tools.pingdom.com

از قابلیت های خوب این سایت انتخاب از چهار منطقه مکانی برای تست سرعت می باشد.

 

در این مقاله ما چهار سایت خوب و معروفی که برای تست سرعت سایت بود را معرفی کردیم که اطلاعات خوب و مفیدی برای دارندگان سایت و کار و کسب های آنلاین می دهد که با مشاهده خطاها و توصیه های این سایت ها و رفع آنها می توانند سرعت قابل قبولی به سایت خود دهند. و اگر نیاز به مشاوره و یا پشتیبانی برای سایت خود دارید گروه تولید نرم افزار نارون می تواند کمک های شایانی به شما و کار و کسب تان دهد.

MVP چیست؟

Minimum Viable Product یا همان MVP که به معنای “حداقل محصول پذیرفتنی” است ، به محصولی گفته می‌شود که دارای حداقل ویژگی‌های لازم و کافی برای عرضه به را مشتری‌ داشته باشد و به توان از مشتری بازخ.رد مناسبی دریافت کرد. سپس بر اساس این بازخوردها درستی یا نادرستی فرض های خودمان را بسنجیم.بنابراین MVP الزاما یک نسخه اولیه یا ناقص از محصول نهایی نیست.

محصول حداقلی می‌تواند یک پاورپوینت یا ویدئو باشد.

مثال معروف آن ام.وی.پی سایت دراپ باکس(Drop Box) است.در سال ۲۰۰۷ میلادی، آرش فردوسی و دریو هاستون، بنیانگذاران این سایت قبل از اقدام به پیاده سازی محصولشان، با انتشار یک ویدیو ۲ دقیقه ای و نشان دادن ارزش پیشنهادی،میزان علاقمندی کاربران به ایده خود را سنجیدند.MVP  آن‌ها ۷۵۰۰۰ درخواست استفاده از محصولی که هنوز وجود نداشت را به همراه داشت!

مزایای ایجاد MVP چیست؟

  • بازگشت سرمایه یا ROI بالا، با ریسک پایین
  • کاهش زمان و هزینه ی توسعه ی محصول
  • درجریان گذاشتن سریع مشتریان
  • پیداکردن متقاضیان اولیه ی محصول

 

چگونه MVP خود را بسازیم؟

  • برگه اطلاعات
  • بروشور
  • طراحی سایت ( ساختن صفحه‌ی فرود)
  • ویدیو
  • نمونه اولیه آموزشی

 

تفاوت MVP با نمونه اولیه

MVP و نمونه اولیه محصول تفاوت های عمده ای دارند. بر خلاف مفاهیم سنتی از قبیل تست و نمونه اولیه که فقط برای پاسخگویی به سوال های فنی یا به سوال های مربوط به طراحی هستند و در مدت زمانی بسیار طولانی ساخته می شوند، MVP ها برای پاسخ دادن به محدوده ی وسیعی از سوال های کسب و کاری طراحی می شوند و زمان کمی برای ساخت آن ها صرف می شود.

برند سازی با 16 نکته ارزشمند؛ چطور اعتماد به برند را به وجود آوریم؟

هر کسب و کاری باید به دنبال جلب رضایت و اعتماد مشتریان خود باشد. اگر سابقه و پیشینه‌ی طولانی ندارید، مشتریان تنها به قول‌هایی که به آن‌ها می‌دهید، تکیه می کنند. اعتماد به برند اهمیت زیادی در کسب و کارهای جدید دارد؛ اما برای این که دیگران به برند شما اعتماد کنند و آن را به دوستان خود پیشنهاد دهند، چه کارهایی باید انجام دهید؟

همواره در ارتباط خود با مشتریان صداقت و راستی را در پیش بگیرید تا بتوانید برند سازی کنید و حس اعتماد به برند را به وجود آورید. باید مطمئن شوید صدای برند شما با مصرف کننده ارتباط خوبی برقرار می کند. لازم است به بازخوردهای مشتریان توجه کنید. واکنش صادقانه شما نسبت به بازخوردها سبب می شود تا کارهایی که لازم است را انجام دهید و به آن‌ها نشان دهید به گفته هایشان توجه دارید و برایشان ارزش قائلید.

1 – با صدایی واقعی با مشتریانتان حرف بزنید

صدای برند باید انسانی، قاطع و مهربان باشد. وقتی می خواهید متن معرفی محصولات و خدمات خود را بنویسید، آن را تا جای ممکن محاوره‌ای کنید تا شبیه زبان واقعی افرادی باشد که در پس برند شما قرار گرفته اند. بسیار خوب است از زبانی واقعی و انسانی استفاده کنید، اما این زبان سبب ایجاد اعتماد نخواهد شد و برای این منظور به گفت و گویی صادقانه و طبیعی نیاز دارید.

2 – رابطه‌ای دوستانه برقرار کنید

برای ایجاد اعتماد به برند برای استارتاپی که تازه راه اندازی کرده‌اید، نیازمند رابطه‌ای دوستانه با مشتریانتان هستید، زیرا باید روی مشتری جدید سرمایه گذاری و به احساسات او توجه کنید. توجه و مراقبت ویژه درباره تأثیر ارتباطی که با مشتریان جدید خود دارید، قوانین لازم برای ایجاد اعتماد نسبت به برند خود را مشخص می کنید.

3 – با اولین مشتری همانند فردی بسیار مهم برخورد کنید

برای اولین مشتری خود استانداردهای بالایی داشته باشید و از استانداردهای معمول جلوتر بروید. باید به مشتری نشان دهید کسب و کار شما برای به دست آوردن اعتماد و راضی نگه داشتن او هر کاری انجام می دهد. اگر ارتباط خوبی با مشتریان خود ایجاد کنید، زمینه‌ای فراهم می‌شود تا آن‌ها دیگران را به خرید از شما ترغیب کنند و حتی به مشتریان جدید اطمینان دهند قابل اعتماد هستید.

4 – بازخورد بگیرید و برای بازخوردها ارزش قائل شوید

هر کسب و کاری باید از مشتریان خود بخواهد بازخوردهایشان را بیان کنند و به این بازخوردها هم اهمیت دهند. می توان بازخوردها را از طریق نظرسنجی، فعالیت در شبکه‌های اجتماعی یا شرکت در بررسی‌های آنلاین دریافت کرد. بررسی‌های آنلاین روی تصمیم گیری مشتریان برای خرید تأثیر بسیار زیادی دارد. استارتاپ ها باید مشتریان را به بیان بازخوردها تشویق کنند، روی بازخوردهای دریافتی مدیریت داشته باشند و با صداقت به آن‌ها پاسخ دهند.

5 – درباره تولید محصول و شکل گیری ایده‌ها حرف بزنید

بیان داستان شکل گیری ایده و تولید محصول، راهی مؤثر برای نشان دادن تمام سختی‌هایی است که در تولید محصول وجود داشته است. با بیان فرآیند طراحی، نمونه‌های آزمایشی و داستان شکست‌ها، می توانید ارتباطی احساسی با مشتریان برقرار کنید و مشتریان جدید را ترغیب کنید به سمت خرید از شما بیایند.

6 – خدمات خوبی به مشتریان ارائه دهید

چطور می‌توانید در روابطتان اعتماد طرف مقابل را جلب کنید؟ باید خدمات عالی به مشتریان بدهید و به او بفهمانید صادق و قابل اطمینان هستید و گرچه از او چیزهایی می گیرید، چیزهایی هم به او می دهید. شما باید با ارائه‌ی بهترین خدمات به مشتریان به صورت شبانه روزی نشان دهید که به آن‌ها اهمیت می‌دهید. باید درباره چیزی که ارائه می دهید صادق باشید و هیچ وقت دروغ نگویید. هر از گاهی بدون دلیل به آن‌ها خدمات و محصولات اضافی ارائه نمایید.

7 – برای مشتریان خود تجربه به وجود آورید

امروزه روش‌های سنتی “برند سازی” تأثیر زیادی ندارد. بازاریابان به دنبال برند سازی نیستند بلکه مشتریان این کار را انجام می دهد، البته صاحبان کسب و کارها باید زمینه‌ی لازم برای این کار را فراهم کنند. استفاده از رویدادهای واقعی بهترین روش انجام آن است، به همین خاطر فعال سازی برند به اصلی‌ترین بخش بودجه‌های بازاریابی کسب و کار به کسب و کار (B2B) تبدیل شده است.

8 – ارزش ویژه‌ی برند را به وجود آورید

ارزش ویژه‌ی برند (Brand Equity) یعنی چیزهایی که مشتریان درباره شما می گویند. این فاکتور اهمیت بسیار زیادی در اعتماد به برند دارد. باید شرایطی فراهم کنید تا مشتریانتان در سایت‌های بررسی برند درباره کارهایی که انجام داده‌اید حرف بزنند. با صحبت درباره مشتریان راضی و قرار دادن آن در وب‌سایت خود یا اشتراک گذاری آن‌ها با مشتریان بالقوه، اعتماد بیشتری نسبت به برند خود ایجاد خواهید کرد. پس با این کارها در طول زمان ارزش ویژه‌ی برند شما بالا می رود.

 9 – به دنبال شفافیت بیشتر باشید

برندهای موفق به وعده‌های خود عمل می کنند و از طریق عمل به این وعده‌ها، اعتماد به برند را در بین مشتریانشان افزایش می دهند. این کار از طریق سرمایه گذاری روی امنیت داده‌ها، جمع سپاری محصولات جدید از بازخوردهای مشتریان و اجرای شیوه‌های آگاهانه اجتماعی در سراسر زنجیره‌ی تأمین انجام می شود. با اجرای این روش‌ها می توانید اعتماد مشتریان را به برند خود جلب کنید و تجربه‌ی فوق‌العاده‌ای برای آن‌ها به وجود آورید.

10 – برای پیدا کردن پاسخ به مخاطبتان توجه کنید

برای برند سازی از اشتباهات رایج و معمول خودداری کنید، زیرا مشتریان به سرعت متوجه آن می شوند. باید روی درک مشتری، آنچه می خواهد و این که خدمات و محصولات شما چه ارزشی برای آن‌ها دارد، تمرکز کنید. اجازه دهید این شناخت، ارتباط معناداری میان شما و مخاطبانتان به وجود آورد.

11 – از مدارک اثبات شده بهره ببرید

شما می توانید از تجربیات مشتریان قبلی به عنوان مدرک اثبات شده برای نشان دادن ارزشی که برند شما ارائه می دهد، جوایزی که مدیران کسب و کار دریافت کرده‌اند برای نشان دادن اعتبار کسب و کارتان در صنعت و ضمانت‌های خدماتی که ریسک‌های موجود برای مشتریان بالقوه را از بین می برد، استفاده کنید.

12 – برای برند سازی ارزشی را ارائه دهید

شرکت‌ها می توانند به جای این که تنها محصول یا خدمات خود را تبلیغ کنند، از طریق ارائه ارزش به مشتریان خود، به ایجاد اعتماد به برند کمک کنند. این کار از طریق ارسال مطالب آموزنده انجام می شود که سبب بالا بردن اعتبار کسب و کار در حوزه‌ی فعالیت خود خواهد شد. این کار به مشتریان نشان می دهد به آن‌ها اهمیت می دهید و این سبب افزایش اعتماد به برند می شود.

13 – تعاملات درستی برقرار کنید

ایجاد اعتماد به برند تنها با یک اقدام ساده به وجود نمی آید، بلکه برای جلب اعتماد مشتریان باید تجربیات زیادی وجود داشته باشد تا سبب شود مشتری با برند شما رابطه‌ی عاطفی برقرار کند. وبلاگ‌ها بهترین ابزار برای ارائه مطالب ارزشمند به مخاطبان هستند که در آن‌ها چیزی به فروش نمی رسد. اضافه کردن ارزش، اولین گام در ایجاد علاقه میان شما و مخاطبان است. پس از ایجاد علاقه، وظیفه‌ی شما تقویت رابطه از طریق تعاملات و تأکیدهای مداوم است.

14 – اجازه دهید دیگران برایتان برند سازی کنند

دیگران تمایل زیادی به آنچه می گویید ندارند و بیشتر می خواهند چیزهایی بشنوند که دیگران درباره شما می گویند. باید همواره تجربیات مکتوب و ویدئویی مشتریان را به اشتراک بگذارید. اگر داستان موفقیت دیگران را بیان کنید، مشتریان دیرباور هم راحت‌تر باور می کنند شما می‌توانید آن‌ها را به موفقیت برسانید. بهتر است در مطالعات خود، آمار مشخصی ارائه دهید و تا جای ممکن از کلی گویی بپرهیزید.

15 – مشتریان خود را معرفی کنید

اگر شما صاحب کسب و کار B2B هستید، بسیار مهم است نام مشتریان قبلی و فعلی خود را در وب سایتتان نمایش دهید. این کار سبب ایجاد اطمینان به برند شما شده و باعث می شود مشتری، برندتان را به رسمیت بشناسد. اگر با برندهای دیگری که مشتریان به آن‌ها اعتماد دارند همکاری کرده‌اید، مشتریان تمایل پیدا می کنند به شما هم اعتماد کنند.

16 – به قول‌های خود پایبند باشید

توصیه می کنیم وعده‌ی برند یا همان بیانیه رسالت را در سایت خود منتشر کنید؛ اما آنچه باعث ایجاد اعتماد به برند شما می شود، این است که نشان دهید به هر آنچه می گویید عمل خواهید کرد و به تمام حرف‌هایتان پایبند هستید. برآورده نکردن انتظارات مشتریان، آسیب زیادی به رابطه‌ی شما وارد می کند. اگر از نظر کیفیت و نحوه ارائه محصولات و خدمات، از انتظارات مشتریان جلو بزنید، به سرعت خواهید دید چطور به یک برند موفق تبدیل می شوید.

منبع

رفتارهای نامناسبی که سبب شکست کسب و کار و استارتاپ شما می‌شود

رفتارهای سمی و نامناسب روی عملکرد شما تأثیر خواهد داشت، شاید در ابتدا احساس خوبی از انجام آن‌ها داشته باشید اما چون نمی توانند کنترل شوند در نهایت به فرد آسیب می‌رساند.

با تقلید کردن رفتار و عادت‌های شخصی دیگران نمی توانید به موفقیت برسید و به شهرت و درآمد بالایی دست یابید. رفتارهایی چون چند کاره بودن، شب کار بودن و عادت هایی از این قبیل هیچ ارتباطی به موفقیت یا شکست شما ندارد. شاید تاکنون بارها شنیده باشید که سخت کوشی و تصمیمات هوشمندانه سبب دست یابی به موفقیت می شود؛ اما هیچ وقت گفته نشده رفتارهای نامناسب روی عملکرد شما نتیجه‌ی منفی خواهد داشت. اکنون قصد داریم 9 رفتار سمی در محل کار را بیان کنیم تا با جلوگیری از آن‌ها مسیر موفقیت خود را هموار کنید.

جلب توجه کردن از موفقیت دورتان می کند

حتماً دیده‌اید خیلی از کارآفرینان و مدیرعامل‌ها بسیار مغرور بوده و احساس خودشیفتگی دارند، آن‌ها همواره می خواهند با رفتارهای سمی خود جلب توجه کنند؛ اما آیا می دانید جلب توجه کردن موقعیت آن‌ها را به خطر می‌اندازد. گاهی این افراد بیش از این که به فکر منافع شرکت باشند می‌خواهند خودشان را نشان دهند؛ اما ممکن است همین موضوع ساده سبب اخراج شدن آن‌ها و ورشکستگی شان شود.

تقلید کردن از رفتارهای دیگران

نباید تصور کنید وقتی راه تکراری دیگران را طی کنید، به همان اندازه به درآمد و شهرت دست می یابید. لازم است وقتی تمام افراد یک مسیر را طی می کنند شما از مسیر دیگری به هدف خود نزدیک شوید. این تفکر انتقادی به شما امکان می دهد تا دقیقا برعکس اطرافیان خود فکر کنید. باید به خود یادآوری کنید که هیچ فردی با تقلید از رفتار و طرز فکر دیگران به موفقیت نمی رسد.

دورویی محدود کننده است

خیلی از افراد می گویند در رزومه کاری باید ادعا کنند تخصص بالایی در انجام برخی کارها دارند اما با این که این حرف درست نیست، اما می توان در طی زمان این مهارت‌ها را به دست آورد. بیشتر مدیران توقع مهارت های زیادی را در استخدام کارمندان خود دارند، اما درست نیست که از این استراتژی دروغین برای کار خود استفاده کنید. باید توانمندی‌های خود را شناسایی کنید و خود واقعی‌تان را بپذیرید تا بتوانید مسیر موفقیت را به خوبی بپیمایید.

اعتماد به نفس با مغرور بودن متفاوت است

برای دست یابی به موفقیت باید اعتماد به نفس داشته باشید اما اگر این قابلیت به درستی استفاده نشود نتیجه ی معکوسی خواهد داشت. خیلی خوب است که خودتان را باور داشته باشید اما نباید تصور کنید هیچ وقت مرتکب اشتباه نخواهید شد. هر چقدر هم با تجربه و با استعداد باشید باز هم چیزهایی هست که از آن بی اطلاعید. پس موفقیت می تواند دشمن بزرگی برای خودش باشد.

وفادار نبودن به شرکت

جیمز کومی رئیس اف بی آی به دلیل عدم وفاداری به کشورش توسط رئیس جمهور آمریکا اخراج شد. باید در محل کار خود نسبت به قوانین موجود وفادار باشید و آن‌ها را رعایت کنید.

بی توجهی به صحبت‌های دیگران

رفتار پرخاشگری منفعلانه رفتاری است که فرد در صحبت‌هایش وانمود می کند به حرف هایتان گوش می دهد اما دقیقا برعکس آن است. یک شرکت یا سازمان در خطر است وقتی کارمندی داشته باشد که در ظاهر مطابق با قوانین و نقشه‌ی شرکت رفتار می کند اما توجهی ندارد و به طور ناگهانی پشت دیگران را خالی می کند.

به دنبال برنده شدن نباشید

در مزایده یا مصاحبه‌های کاری یک برنده و تعداد زیادی بازنده وجود دارد؛ اما نباید میان کارمندان یک شرکت نیز برنده و بازنده ای باشد. هر کارمندی باید برای دست یابی به اهداف تعیین شده شرکت تلاش کند. در غیر این صورت تمام فعالیت‌های شرکت بی نتیجه می ماند که رابطه‌ی مستقیمی با ضعف مدیریتی آن سازمان دارد.

ضعف در مسائل مالی

بیشتر کارآفرینان عملکرد خوبی در زمینه کاری خود دارند، اما معمولاً در مدیریت مالی ضعیف هستند. در بیشتر مواقع این مسئله سبب ورشکستگی کسب‌وکار و استارتاپ آن‌ها می شود. البته این موضوع در درآمد شخصی نیز مورد بحث قرار می‌گیرد، وقتی نتوانید حساب دخل و خرج خود را داشته باشید قطعاً در مدیریت شرکت خود نیز دچار مشکل خواهید شد.

قانون شکنی کردن خطرناک است

میان قانون شکنی و نادیده گرفتن برخی قوانین تفاوت وجود دارد. گاهی نیاز است برای انجام برخی کارها به ضوابط تعیین شده توجهی نکنید. مثلاً وقتی فکر می‌کنید مدیرتان در برخی امور قوانین محکمی دارد عیبی ندارد اگر برای انجام بعضی کارها روش‌های خلاقانه خود را به کار گیرید. البته نباید این کار سبب شود تا به خودتان یا سازمان آسیبی وارد شود.

در این مقاله رفتارهای سمی که به کسب‌وکار شما آسیب می رساند را معرفی کردیم، اما رفتارهای نامناسب دیگری هم هستند. شاید این رفتارهای سمی در ابتدا رفتارهای مثبتی بوده اند اما خودمان در انجام آن‌ها زیاده‌روی کرده و آن‌ها را تبدیل به رفتارهای نادرست می‌کنیم. وقتی به موفقیت می رسید که بدانید چه رفتارهایی را چه موقع باید متوقف کنید و این مسئله نیازمند تعادل داشتن است.

منبع

چرا صاحبان ایده‌های کسب‌وکارهای آنلاین می‌بایست ابتدا برنامه‌نویسی یاد بگیرند؟

در‌ واقع بهتر است که به جای عنوان فوق، از عنوانی همچون «چرا صاحبان ایده‌های مرتبط با خدمات آنلاین، اپلیکیشن‌های موبایل و به طور کلی حوزهٔ آی‌تی می‌بایست برنامه‌نویسی یاد بگیرند؟» استفاده کنیم زیرا در این مقاله روی سخن بیشتر با افرادی است که قصد دارند تا استارتاپی در حوزهٔ آی‌تی به راه اندازند. نیاز به توضیح نیست که یک پای ثابت حضور در دنیای فناوری، برنامه‌نویسی و برنامه‌نویسان هستند و هر کسی که قصد راه‌اندازی کسب‌و‌کاری در این حوزه را داشته باشد، لاجرم نیازمند به برنامه‌نویسان است.

پس از شکل‌گیری طرح تجاری یک استارتاپ در حوزهٔ وب یا موبایل و اینکه مشخص شد این کسب‌و‌کار نوپا قرار است چه سرویسی به کاربران هدفش ارائه دهد، بدون شک نیاز به یک برنامه‌نویس یا گروهی از برنامه‌نویسان در تیم استارتاپی احساس خواهد شد. اگر ایدهٔ مد نظر مثلاً یک فروشگاه آنلاین باشد، مسلماً یک برنامه‌نویس بک‌اند -زبان پی‌اچ‌پی، دات‌نت، پایتون، نودجی‌اس یا هر زبان دیگری- و همچنین یک دولوپر فرانت‌اند یا بهتر بگوییم طراح رابط کاربری که به زبان‌های اچ‌تی‌ام‌ال، سی‌اس‌اس و جاوااسکریپت مسلط باشد جزو حداقل‌های تیم برنامه‌نویسی است. اگر هم بخواهیم یک اپ موبایل طراحی کنیم، بسته به اینکه برای پلتفرم اندروید یا آی‌اواس باشد (ویندوزفون را دلیل سهم بازار اندک‌اش فاکتور می‌گیریم) نیازمند یک توسعه‌دهندهٔ مسلط به یکی از زبان‌های جاوا، کاتلین آبجکتیوسی و یا سوئیفت می‌باشیم.

پیش از ادامهٔ توضیح پیرامون ضرورت فراگیری اصول برنامه‌نویسی برای صاحبان ایده، برای درک عمق فاجعه‌ای که در برخی استارتاپ‌ها به وقوع می‌پیوندد، ابتدا دو سناریوی مختلف با بازیگران زیر تعریف کرده سپس به توضیحات بیشتر در همین راستا خواهیم پرداخت:
– نقش اول داستان: سیاوش (با سمت صاحب ایده)
– نقش دوم داستان: بهزاد (با سمت دولوپر)

حال فرض کنیم که سیاوش یک فروشگاه آنلاین به راه انداخته است و برای کدنویسی آن، از دولوپری به نام بهزاد کمک گرفته است. همه چیز خوب پیش می‌رود تا اینکه:
– بوق تلفن: بییییب بیییب بیییب …
– سیاوش: الو سلام، بهزاد خوبی؟
– بهزاد: شکر، بد نیستم تو چه‌طوری؟
– سیاوش: الحمد الله. آقا یه کاری داشتم؟
– بهزاد: شما امر بفرما.
– سیاوش: تو فروشگاه می‌خوام در کنار هر محصول، محصولات جانبی‌اش هم نمایش داده بشه. مثلاً یه بابایی که می‌خواد موبایل بخره، کنارش قاب موبایل، شارژر و … هم نمایش داده بشه. می‌خواستم زحمتش رو بکشی.
– بهزاد: زحمتی نیست، اما راستش رو بخوای الان خیلی درگیرم. یه پروژه برداشتم و باید تا ماه دیگه تحویلش بدمش. حتی جمعه‌ها هم دارم کار می‌کنم.
– سیاوش: ای بابا. مگه روز اول نگفتی هر موقع کاری داشتی به روی چشم؟!
– بهزاد: الان هم می‌گم ولی خداییش گیر افتادم. خیلی سرم شلوغه …

در سناریوی دوم فرض می‌کنیم که بهزاد اصلاً سرش شلوغ نیست و کاملاً تمایل دارد تا پروژه را انجام دهد:
– بوق تلفن: بییییب بیییب بیییب …
– سیاوش: الو سلام، بهزاد خوبی؟
– بهزاد: شکر، بد نیستم تو چه‌طوری؟
– سیاوش: الحمد الله. آقا یه کاری داشتم؟
– بهزاد: شما امر بفرما.
– سیاوش: تو فروشگاه می‌خوام در کنار هر محصول، محصولات جانبی‌اش هم نمایش داده بشه. مثلاً یه بابایی که می‌خواد موبایل بخره، کنارش قاب موبایل، شارژر و … هم نمایش داده بشه. می‌خواستم زحمتش رو بکشی.
– بهزاد: زحمتی نیست. دقیق بگو ببینم چی می‌خوای؟
– سیاوش: هیچی. می‌خوام بر اساس نوع دسته‌بندی و اینکه چه زیرشاخه و چه محصولی انتخاب شده، محصولات مرتبط با آن محصول نمایش داده بشه. در بخش ادمین پنل هم، مدیر سایت بتونه موقع تعریف محصول، محصولات مرتبط رو بهش اختصاص بده.
– بهزاد: مشکلی نیست. می‌دونی که قرارداد پشتیبانیمون تموم شده و باید حق‌الزحمهٔ این بخش رو جدا حساب کنی؟ بودجهٔ خاصی مد نظرت هست؟
– سیاوش: نه تو بگو!
– بهزاد: ناقابل، می‌شه ۳/۷۰۰/۰۰ اما چون تویی، دویستومنش رو هم نده، رُند سه و نیم.
سیاوش: فکر نمی‌کنی یه کم زیاده؟
– بهزاد: نه خداییش، خیلی خوب گفتم. بچه‌ها همین رو زیر پنج تومن نمی‌گیرن انجام بدن.
– سیاوش: راستش الان دستم خالیه. نمی‌دونم چه کار کنم!
– بهزاد: موردی نیست. هر موقع جور شد بگو کدزنی رو شروع کنم. ما خیلی مخلصیم داداش!

می‌بینیم که در هر دو سناریوی فوق، نقش اول قصه شدیداً محتاج به یک برنامه‌نویس است و همین مسأله منجر می‌گردد تا گاهی‌اوقات ایده‌هایی که منجر به بهبود یک کسب‌و‌کار -مثلاً فروشگاه آنلاین- می‌شوند منقضی شده و رشد استارتاپ را با سکته مواجه کنند.

حال فکر می‌کنید که اگر نقش اول این داستان خودش برنامه‌نویس بود یا یکی از اعضای تیم برنامه‌نویس بود چه اتفاقی می‌افتاد؟ خیلی راحت، به محض اینکه نیازی در اپلیکیشن احساس می‌شد و یا اینکه باگی کشف می‌شد، صرفاً با اراده کردن می‌توانستند درصدد رفع آن برآیند.

مارک زاکربرگ -مؤسس فیسبوک- خود یک برنامه‌نویس بود و جالب است بدانید که اولین نسخهٔ شبکهٔ اجتماعی فیسبوک را خودش کدزنی کرده بود. در ادامهٔ راه هم که به تنهایی از عهدهٔ توسعهٔ فیسبوک برنیامد، از سایر توسعه‌دهندگان کمک گرفت و الان هم که بیشتر در زمینهٔ ایده‌پردازی و مدیریت این شرکت فعال است.

به عنوان مثالی دیگر، می‌توان شرکت اپل را مثال زد. استیو جابز و استیو وازنیاک دو مؤسس اصلی این شرکت بودند. از همان ابتدا استیو جابز ایده‌پردازی می‌کرد و استیو وازنیاک هم به ساخت مدارها و کدنویسی مشغول می‌شد. به محض اینکه ایده‌ای هم به ذهنشان می‌رسید، اصلاً نیازی نداشتند تا التماس یک توسعه‌دهنده را بکنند چرا که خود علم مورد نیاز برای این کار را داشتند!

بیل گیتس هم که نیازی به معرفی ندارد -یکی از مؤسسین بزرگ‌ترین شرکت نرم‌افزاری دنیا یعنی مایکروسافت- ابتدا یک برنامه‌نویس بود و همین مسأله منجر شد تا بتوانند در زمینهٔ تولید نرم‌افزار، سایر برنامه‌نویسان را مدیریت کرده و دنیا را دگرگون سازد.

زمانی که صاحب یک ایدهٔ مرتبط با فناوری، برنامه‌نویس نباشد یا چیزی از برنامه‌نویسی نداند، احتمال دارد عاقبت استارتاپ‌اش به چالش کشیده شود. به عبارت دیگر، خیلی اوقات هیچ‌کس جز صاحب ایده نمی‌توانند آنچه که در ذهن دارد را تبدیل به کد کند و یا این احتمال وجود دارد که وقتی می‌خواهد قابلیت جدیدی را به برنامه اضافه کند، سایر برنامه‌نویسان ایشان را به قول معروف بپیچانند! و چیزهایی مثل نمی‌شه، زمان زیادی می‌بره، با فلان ماژول کانفلیکت پیدا می‌کنه و این‌جور حرف‌ها را تحویل بگیرد!

حال ممکن است این سؤال برای شما پیش بیاید که در حال حاضر من یک ایدهٔ استارتاپی دارم اما خودم اصلاً کدنویسی بلد نیستم. اگر هم بخواهم بروم سراغ کدنویسی، حداقل یک الی دو سال به طول خواهد انجامید تا آن را در سطحی که بتوانم ایده را اجرایی کنم یاد بگیرم. در چنین شرایطی چه باید کرد؟ در پاسخ به این سؤال، بایستی گفت که ممکن است اجرای ایده کمی با تأخیر صورت بگیرد، اما اگر نیم‌نگاهی هم به آینده داشته باشیم، خواهیم دید که در دراز مدت اصلاً ضرر نخواهیم کرد یا حداقل می‌توان یک دولوپر را جزو اعضای اصلی استارتاپ کرد

سؤال دیگری که ممکن است در اینجا به ذهن خطور کند این است که در دو سناریوی فوق، همکاری با یک فریلنسر به تصویر کشیده شده بود و این در حالی است که عقد قرارداد با شرکت‌های نرم‌افزاری به مراتب متفاوت‌تر است.

در پاسخ به این سؤال هم بایستی بگوییم که درست است عقد قرارداد با شرکت‌های طراحی سایت به مراتب محکم‌تر از همکاری با یک فریلنسر است، اما وقتی که مدت زمان پشتیبانی به اتمام برسد، خواهید دید که رفتار شرکت تفاوت چندانی با یک فریلنسر نخواهد داشت و از همان زمان به بعد، بسیاری چالش‌ها، درگیری‌ها و حتی کشیدن شدن کار به مسائل حقوقی شروع خواهد شد (آنچه بیان شد، برگرفته از تجربیات شخصی نگارنده است).

منبع